|
تارنمای تاریخ اسلام تاریخ تحلیلی صدر اسلام - تاریخ امامت - تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
| ||
|
سلام بر دوستان عزیز سوالاتی گاهی مواقع مثل بختک ذهن انسان خصوصا ما جوان ها چندی پیش جوانی - خوش تیپ و اهل علم که از همین جا بهش سلام می کنم چرا نمی شود هر کسی نماز را به زبان مادریش بخواند؟من می خواهم نمازم به زبان شیرین فارسی بخوانم تا همین طور که می خوانم معنیش را بفهمم؟ یعنی مثلا سوره ی حمد را این شکلی بخوانیم: بنام خداوند بخشنده بخشايشگر - ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است . - خداوندي كه بخشنده و بخشايشگر است . - خداوندي كه مالك روز جزا است . - تنها ترا مي پرستيم ، و تنها از تو ياري مي جوئيم . - ما را به راه راست هدايت فرما : - راه كساني كه آنها را نعمت دادی ، نه راه كساني كه بر آنها خشم كرده اي و نه گمراهان ! جوابی که من دادم به این دوست شامل این موارد بود: ۱- در ادیان دیگر هم این موضوع هست . مثلا هموطنان یهودی و یا مسیحیان کاتولیک کشور ما نماز و ادعیه ی خود را به زبان عبری یا لاتین می خوانند . سایر کشورها را می توان با این موضوع منطبق نمود من دیگر مثال نمی زنم .در ضمن ادیان غیر الهی مثل بوداییان و آیین جین یا هندو ها هم با این موضوع در ارتباط هستند. * این را گفتم که یک وقت فکر نکنید در آسمون وا شده و اجانب قصد و غرضی برای مردم ایران دارند. ۲- با توجه به این که نگاه همه ی ادیان جهانشمول است و محدود به مرزهای خاص نمی شود ،در نتیجه هر دینی با معیارهایی وحدت پیروان خود را آشکارا دنبال می کند. زبان مشترک یکی از بهترین راه هایی است که یکپارچگی می آورد.(قبول که دارید) *شما که انتظار ندارید اسلام از این دیدگاه دور باشد. ۳- این هم جوابی تعبدی :شیوه ی خواندن نماز را پیامبر(ص) از جانب خدا ارائه کرده است .دستور پیامبر(ص) هم دستور خداست.دیگه اگر و مگر ندارد. البته تاکید می کنم که برای رفع ابهام ادیان دیگر را بررسی کنید. من فقط یک نکته ی دیگر را هم اضافه کنم که تحت تآثیر اندیشه های ایرانی گری این سوالات مطرح می شود. این درحالی است که مثلا زرتشتیان هند گاثاها(نیایش های حضرت زرتشت(ع)) را با به زبان و خط اوستایی به کار می برند نه زبان هندی.و این نشان می دهد دین موضوعی غیر از مرز و نژاد است.
البته یک جواب هم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب (مدفون در تخت فولاداصفهان)داده است که خالی از بحث نیست ولی خیلی شیرین و جالب است. يك بار دكتر محمد جواد شريعت با جمعي از دانشجويان با مرحوم حاج آقا رحيم ارباب اصفهاني ديدار كرد. وي خاطره آن ملاقات را چنين باز ميگويد: در سال 1332 ش بود، من و عدهاي از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد نماز را به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نماز را به فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم. والدين ما كم كم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند. آنان پس از تبادل نظر با يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند. چون پندهاي ايشان مؤثر نيفتاد؛ ما را نزد يكي از روحانيان آن زمان بردند. آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز ميخوانيم، به شيوهاي اهانتآميز نجس و كافرمان خواند. اين عمل او ما را در كارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيةاللَّه حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت. آنان نزد ايشان شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند. او دستور داد در وقتي معيّن ما به خدمتش برويم. در روز موعود ما را - كه تقريباً پانزده نفر بوديم به محضر مبارك ايشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نوراني و خندان وي ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غير از ديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتي استثنايي روبه رو هستيم. آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسي نماز نميخوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد. وقتي آنان رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكي يكي خودتان را معرفي كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشتهاي درس ميخوانيد. آن گاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسشهاي علمي مطرح كرد و از درسهايي مانند جبر و مثلثات و فيزيك و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد كه پاسخ اغلب آنها از توان ما بيرون بود. هر كس از عهده پاسخ بر نميآمد، با اظهار لطف وي و پاسخ درست پرسش رو به رو ميشد. پس از آنكه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسي ميخوانيد، آنان نميدانند من كساني را ميشناسم كه - نعوذباللَّه اصلاً نماز نميخوانند!! شما جوانان پاك اعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت. من در جواني ميخواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانيام جامه عمل پوشانيدهايد، آفرين به همّت شما! در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كردهايد. اكنون يكي از شما كه از ديگران مسلّط تر است، بگويد«بسماللَّه الرحمن الرحيم» را چگونه ترجمه كرده است؟ يكي از ما به عادت دانشآموزان دستش را بالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد، طرف مباحثه ما يك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند بر نميآمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد «بسماللَّه» را چگونه ترجمه كرديد؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نميكنم ترجمه درست «بسماللَّه» چنين باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبي ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نميتوان ترجمه كرد؛ براي مثال اگر اسم كسي «حسن» باشد، نميتوان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيبا است؛ امّا اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نميآيد. كلمه «اللّه» اسم خاصي است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق ميكنند. نميتوان «اللّه» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد. خوب «رحمان» را چگونه ترجمه كردهايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست؛ ولي كامل نيست؛ زيرا «رحمان» يكي از صفات خداوند است كه شمول رحمت و بخشندگي او را ميرساند و اين شمول در كلمه بخشنده نيست؛ «رحمان»؛ يعني، خدايي كه در اين دنيا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم ميكند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار ميدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا ميفرمايد. در هر حال، ترجمه بخشنده براي «رحمان» در حد كمال ترجمه نيست. خوب، رحيم را چطور ترجمه كردهايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». آيةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از «رحيم» من بودم - چون نام وي رحيم بود بدم نميآمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون «رحيم» كلمهاي قرآني و نام پروردگار است، بايد درست معنا شود.
اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي ميبرد؛ زيرا «رحيم»؛ يعني، خدايي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو ميكند. پس آنچه در ترجمه «بسماللَّه» آوردهايد، بد نيست؛ ولي كامل نيست و اشتباهاتي دارد. من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم؛ امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره «حمد» بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم، موضوع خيلي پيچيدهتر ميشود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر اين امر اصرار داريد، دست از نماز خواندن به فارسي برنداريد؛ زيرا خواندنش از نخواندن نماز به طور كلي بهتر است. در اينجا، همگي شرمنده، منفعل و شكست خورده از وي عذرخواهي كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نماز به عربي، نمازهاي گذشته را اعاده كنيم. ايشان فرمود: من نگفتم به عربي نماز بخوانيد، هر طور دلتان ميخواهد بخوانيد. من فقط مشكلات اين كار را براي شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وي طلب بخشايش و از كار خود اظهار پيشماني كرديم. آيةاللَّه ارباب، با تعارف ميوه و شيريني، مجلس را به پايان برد. ما همگي دست مباركش را بوسيديم و در حالي كه ما را بدرقه ميكرد، خدا حافظي كرديم. بعد نمازها را اعاده كرديم و از كار جاهلانه خود دست برداشتيم. بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب ميرسيدم و از خرمن علم و فضيلت وي خوشهها بر ميچيدم و...به نقل از استاد دكتر محمد جواد شريعت..
از این به بعدش خودت می دانی [ ] [ ] [ مرتضی کشاورز ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||